یک: از منظر نفر پنجم از چهار نفر!
یک/ ۱: صرف اینکه به کسی یا کسانی پول، غذا یا هر چیز دیگری بدهید، دلیل بر این نمیشود که ایشان حتماً به شما یا لیست شما رأی بدهند، چرا که در فتنه ۸۸ یکی از نامزدهای پرتبلیغ و پرخرج، از چهار نفر، پنجم شد. به عنوان مثال این نامزد که لابد معرف حضور همگان هست، گاهی به تمام ساکنین یک روستا یا یک شهر کوچک، غذا میداد، لیکن صرف این قبیل خوش خرجیها هرگز باعث نشد که مردم مورد لطف واقع شده، به ایشان رأی بدهند. این حالا اسمش بیمعرفتی است یا چیست، محل بحث ما نیست. به این نکته حتماً دقت کنید.
یک/ ۲: در انتخاب افراد ستادتان اصلاً عجول نباشید و با رعایت عنصر شایسته سالاری عمل کنید. اگر از یاد نبرده باشید، در انتخابات ۸۸ حتی رئیس ستاد انتخابات نامزد شماره پنج، روز رأیگیری به شخص دیگری رأی داد! پس ممکن است در صورت اعتماد بیمبنا به افراد، همچین بلایی سر شما هم بیاید. خودتان مراقب باشید.
یک/ ۳: الکی و همین طور هردمبیل پول خرج نکنید، به ویژه اگر پولتان کمی تا قسمتی، مال بیتالمال باشد که به طریق اولی، مصداق بارز فعل حرام است. حتماً از افراد ستادتان، آمار خرج و مخارج را بگیرید تا کلاه سرتان نرود. در فتنه ۸۸ نامزدی وجود داشت که اعضای ستادش، به اسم ناهار دادن به روستایی که کلاً ۳۵۰ نفر جمعیت داشت، چیزی نزدیک ۱۵ میلیون تومان از آن بنده خدا تیغ زدند! خلاصه اینکه هوشیار باشید.
یک/ ۴: خیال نکنید که اگر ضد انقلاب از گوگوش تا سروش، به نفع شما درآمد، پس حتماً پیروز انتخابات خواهید شد. در فتنه ۸۸ نامزدی وجود داشت که بر همین سیاق عمل کرد، حتی دراویش و فرق خاص و خوانندهها و چیزبازها و... هم به طرفداری از وی وارد گود شدند، اما آن نامزد، با شکست خوردن از آرای باطله، نام نیکی از خود برای تاریخ به جا گذاشت. این نکته را هم دقت کنید.
دو: از منظر اون یکی!
دو/ ۱: نه خودتان را بزرگتر از نظام تصور کنید و نه توهم کنید که رأی دهندگان به شما، از ملت ایران بزرگترند. شما و هواداران تان، لابد زیرمجموعه همین نظام هستید که میخواهید وارد مجلس جمهوری اسلامی شوید.
دو/ ۲: قبل یا بعد از انتخابات، اگر به چیزی اعتراض دارید، حتماً از راه قانون بروید و دور و بر آشوب نگردید و الا همان مردمی هم که به شما رأی داده بودند، از گردتان متواری میشوند، به گونهای که دیگر زنده و مرده شما برای مردم، حتی برای هواداران تان بیاهمیت میشود.
دو/ ۳: خیال نکنید که چون داماد فلان جا هستید، پس مردم بهمان جا به شما باید رأی بدهند. زمینه سرور و شادمانی مردم را به طرق دیگری هم میتوان فراهم کرد!
دو/ ۴: وزارت کشور و شورای نگهبان، به شما خواهند گفت که رتبهتان چیست. حرف در و همسایه و دوست و رفیق و بیبیسی و... ملاک پیروزی شما نیست، به خصوص که هنوز ساعت رأیگیری تمام شده نباشد!
و اما گذشته از شوخی -که خیلی هم شوخی نبود نکات بالا- همین که عزم کردهاید بر تنور انتخابات جمهوری اسلامی بدمید، کار مقدسی است. پس نیتتان را الهی کنید و از یاد نبرید که شعار بیمنطق و خارج از حیطه وظایف یک نماینده ندهید. هیچ چیز برای مردم، شیرینتر از صداقت و روراستی نیست. رمز پیروزی شما میتواند همین راستگویی باشد. اگر هم راهی بهارستان نشدید، در جمهوری اسلامی، قحطی صندلی برای خدمت نیست. شرط است که قصدتان قدرت نباشد و خدمت باشد! گاهی هم بد نیست با خودتان زمزمه کنید که برای همین مجلسی که شما نامزد ورود به آن شدهاید، خیلی خون ریخته شده. خیلی خون! مبادا که شرمنده این خونها شوید که حسابتان سخت خواهد شد.